

همیشه با منی حتی تو رویام
غزل گوی تو با ساز نفس هام
همیشه با توام نیستی کنارم
کلید این خیال و آتش ندارم
همیشه عاشقت بودم و هستم
دخیل حاجت و پیش تو بستم
همیشه خسته از دلتنگ دیدن
صدای گریه هامو بی تو شنیدن
بیا تا از غم و حسرت رها شم
تا از بغض و اشک رها شم
بیا جونی بده به این شکسته
عزیزم این نفس هام به تو بسته
همیشه با منی صداتم اینجاس
یه عاشق با تو همیشه تنهاست
بیا نگذار دلم ایتجا یسوزه
نذار برگ دلم تنها بپوسه
بیا نگذار فقط اسمم بمونه
بیا تا از عاشقی دلت بخونه

یادش بخیر اون روز خزون
یه چشم بارون اون یکی خون
شـُر شُـر غـم تـو آسمون
خط خطی کرد رو کهکشون
مــن بـودم و یـه عـالـمه
غـصـه و غــم تـو آیـنـه
تا تو رو یـک نـظـر دیـدم
عشـقـتُ از جـون خـریدم
از باغــچـه قـلـب و دلـم
یه دسـته گـل برات چیدم
دسـته گـلُ بـا صـد امـیـد
فرسـتادم ، بـهـت رسـید؟
رو دسـتـه گـل نوشته بود
به کـوری چـشـم حـسـود
بــرای داشـتـن تـو مــن
امـیـدوارم حـتی یــه کـم
تــو لالـــه ســرخ مـنـی
یه دسـتـه گـل یاسـمـنـی
تـو آسـمـونـای سـفــیـد
عکس تو رو خوب میشه دید
آره مـنـم هـمـونــی کــه
غم رو دلـش می کرد چـکـه
امـا حــالا بــا عـشـق تــو
نـگـام شــده رو بـه جـلـو
دلـــم شــده پـر از امـیـد
بــه یــاد روزای ســـپـیـد
شـیـطـون و نـاقــلا شــده
یـه خورده سـر بـه راه شده
به عشق تو هر صـبح و شـب
به خـواب زده هـمـش رکب
حــالا بـه جــرم عـاشـقــی
زنـدونـی شـد به سـادگــی
تـــو زنــدون درد فــراق
ازت گرفـت هـمـش سراغ
بـــه انـتـظــار دیـدنـت
بـــه رویــای رسـیـدنـت
نـغـمـه عـاشـقـونـه خـوند
یه عمر همـش پای تـو مـوند
بــیـا کــه بـــا اومــدنـت
رهـا شــه ایـن دل از غـمت


اشک روي صورتم هست دونه دونه تو دنيا کسي قدره دله منو نميدونه
اين دل نميتونه که بي تو بمونه دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه
آخه اين دله من بي تو شده ديوونه بري ازش ميمونه فقط يه ويرونه
اي دله تنها بسه چشم انتظاري
من موندمو شبهام
شباي بيقراري..
چرا تنهام ميذاري؟؟

مي
خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه
من
باشم و تو باشي يك شب مهتابي باشه
مي
خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري
مي
خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري
مي
خوام برات از آسمون ياساي خوشبو بچينم
مي
خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم
مي
خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني
از تو
كتاب زندگيم يه حرف رنگي بخوني
امشب
مي خوام براي تو يه فال حافظ بگيرم
اگر
كه خوب در نيومد به احترامت بميرم
امشب
مي خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم
براي
خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم
امشب
مي خوام رو آسمون عكس چشات و بكشم
اگه
نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم
مي
خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
به
جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه
وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري
بدون
يه خداحافظي پر نزني تنها نري
يه
موقعي فكر نكني دلم واست تنگ نميشه
فكر
نكني اگه بري زندگي كمرنگ نميشه
اگه
بري شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسموناي
آرزو يه قطره مهتاب ندارن
راستي
دلت ميآد بري بدون من بري سفر
بعدش
فراموشم كني برات بشم يه رهگذر
اصلا
بگو كه دوست داري اينجور دوست داشته باشم
اسم
تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم
حتي
اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره
تو يادم مي آد وقتي كه بارون مي زنه
اي
كاش منم تو آسمون يه مرغ دريايي بودم
شايد
دوسم داشتي اگه آهوي صحرايي بودم
اي
كاش بدوني چشمات و به صد تا دنيا نمي دم
يه
موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم
به
آرزوهام مي رسم اگر كه تو پيشم باشي
اونوقت
خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشي
تا
وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه
هواي
رفتن كه كني مرگ گلاي مريمه
نگام
كن و برام بگو بگو مي ري يا مي موني
بگو
دوسم داري يا نه مرگ گلاي شمعدوني
نامه
داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها
اما
تو مثل آسمون عاشقي و بي انتها

نام : غم /
شهرت : سرگردان /
زادگاه : ويرانه / تاريخ تولد : دوران غم / شماره
شناسنامه :
نامفهوم / مدت محکوميت : حبس ابد / نام پدر : رنج / نام
مادر : درد / نام پدربزرگ : درويش تنها / نام مادربزرگ :
سلطان غم / چراغم : شمع / سقفم : اسمان / مونسم :
شب / کارم : حسرت / يادم : انتظار / دردم : فراغ / فريادم :
سکوت / ارزويم : مرگ / زندگيم : فقط تو / اميدم : فقط تو /
ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي
– خيابان رنج – کوچه غربت – پلاک : ناباوري
ده ثانيه تا انتها، پايوني
بي سر و صدا
بي خبر از هر شب و روز، من
و يه شمع نيمه سوز
يکي گذشت از ثانيه ،نه تاي
ديگه باقيه
اي کاش تو لحظه اي که رفت
ميديدمش يه بار ديگه
اون دور بود و تو حسرتش
ثانيه ها که مي گذشت
اي کاش تو اين يک ثانيه بي
بودنت نميگذشت
ساعت ميگه دو ثانيه، هشت
تاي ديگه باقي
يه عمر نشستم منتظر کي
ميگه اينا بازيه
عاشق بودن جرم منه، عاشق
بودن تنها گناه
يه عمري چشم به در بودم
اين آخرا هم چشم به راه
ساعت بازم بهم ميگه
سه ثانيه رفته ديگه
خبر داري چه زود گذشت
مونده فقط هفت ثانيه
داد ميزدم پس کي مياد کسي
جوابم و نداد
من موندم و دو ثانيه ازم
فقط اين باقيه
ثانيه پشت سر هم رفتن تا
شيش شد هفت و هشت
لحظه تو گوشام داد ميزد
هشت ثانيه ازت گذشت
من موندم و دو ثانيه ازم
فقط اين باقيه،
هنوز نشستم منتظر چشم
اميدم ساقي
آي اي خنک باد سحر واسش
ببر تو اين خبر
بگو که من تا آخرين خيره
بودن چشام به در
ثانيه نه هم که رفت مونده
فقط يک ثانيه
سرت سلامت نازنين از من يه
لحظه باقيه
قسمت نشد ببينمت شايد که
لايق نبودم
منتظرت موندم يه وقت نگي که
عاشق نبودم
ثانيه ده گل ياس راحت شدم
ديگه خلاص
آزاد شدم بيام پيشت بي
واهمه چه بي هراس
قشنگترين ثانيه هام اين ده
تا بود که زود گذشت
روياي شيرين بود و بس

روزهای اول آشنايی مون
من گفتم عشق تو خنديدی و گفتی نه
فقط رفاقت
حالا مدتها ميگذره
حالا تو ميگی عشق .....من
ميخندم و ميگم همين رفاقت هم زياده



امشب شب آخره كه مزاحمت شدم
خورشيد فردا مال تو ببخش كه عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم ميرم عزيز ترين
نذار بمونه زير پا.قلبم و بردار از زمين
دوست دارم براي تو يه حرف خيلي ساده بود
غافل از اينكه دل من منتظر اشاره بود
